اسکناس ها – Banknotes

ﺍسماعیل قنبرﯼ : با نقاشی کردن از اسکناسها می خواهم نبض جریان سیاسی اقتصادی و اجتماعی ملتها را نشان دهم، یا به عبارتی اشاره ی ضمنی داشته باشم.

Ismail Ghanbari: I am painting bank notes to capture the pulse of our national economies and societies; at least I can try to touch this pulse.


Ismail Ghanbari in an interview (with Olaf Simons asking the questions for positivists.org and Musa Aziz Noorzaad traveling between the languages. Click here for a German translation).

Positivists.org: You seem to be immensely productive (my impression from following you on facebook). Is your output ‘work’ or rather an ‘obsession’?

به نظر میرسد شما فوق العاده پرکار و مولد (برداشت من از شما در فیس بوک) هستید. آیا خروجی خود را “کار” ميدانيد یا به نوعی اعتیاد؟

اسماعیل قنبری :  دليل پر کاري من خيلي پيچيده هست يکي از دلايل اصلي اين هست که من خيلي دير وارد رشته ي هنر شدم (12 سال قبل 1381در سن 26 سالگي) وقتي وارد دانشگاه هنر شدم چيزي از هنر به صورت تکنيکي هم مهارت نداشتم و رشته ي هنريم صنايع دستي بود و من با تکيه به چند واحد طراحي که در واحدهاي درسي ما گنجانده شده بود ، به صورت جدي و روزي بالغ بر 10 ساعت طراحي کردم و به صورت – ازاد هم با استادي اشنا شدم که مدرس دانشگاه کاسل المان بود(دکتر حميد نامدار- تبريز)و با مباني هنر مدرن اشنا شدم – در کل پر کاري من در فضاي واقعي از لحاظ رواني پيچيده گي هاي خاصي دارد و در فضاي مجازي هم به اين دليل  که من به عنوان يک هنرمند شهرستاني هستم و فعاليت در دنياي مجازي رابطه ي من  با دنياي هنر و هنرمندان مرکز را حفظ ميکند . و روابط بسيار خوبي هم برايم به ارمغان اورده – مثلا در سال گذشته به يکي از گالري هاي حرفه ي خاورميانه (گالري ايام در دبي) يک کار فروختم.

Ismail Ghanbari: The motivation behind this productivity is rather complex.

One of the reasons is that I became involved in arts quite late (12 years ago when I was 26). When I started studying arts at the University I did not have the technical skills and my fields in arts were basically handicraft. I relied on a few units design which were part of the curriculum at the University and I practiced design for almost 10 hours each day. In addition, I got to know a professor at the University of Kassel, Germany – Dr. Hamid Naamdar from Tabriz – and that’s how I learned the basics of Modern Art. In the real word, my productivity has a sophisticated versatility. The virtual world of social networks helps me stay in contact; and networking with other artists has indeed helped me create good contacts. I managed, for example, to sell one of my works at the Ayam Gallery in Dubai, one of the finest Art Galleries in the Middle East.

Positivists.org: To create paintings and drawings of banknotes has become a massive part of your oeuvre. Have you numbered your banknotes so that you can still tell how many of them you have brought into circulation? What is the present number? How did you get the idea?

طراحی و نقاشی از اسکناس تبدیل شده است به بخشی عظیم از آثار شما، آیا شما هم به اسکناس های خود شماره سربال ميدهيد و تعداد آنها را
میدانید؟ تا حالا چند اسکناس خلق کرده اید؟ تعداد در حال حاضر چیست؟
چگونه شما به این ايده رسیدید؟ آیا از آنجایی که کپی و چاپ اسکناس طبق قانون ممنوع است به این ايده رسیده اید؟

ﺍسماعیل قنبرﯼ : در دوره دانشجو ي ام وقت زيادي براي طراحي و نقاشي صرف ميکردم -ولي نمايشگاههام در ان دوره در فضاهاي مفهومي و چيدمان بوده و در چهارچوب نقاشي اثر هنري خلق نميکردم و در حال اموزشي به سر ميبردم

-و در سال پاياني دانشگاه دچار مشکل روحي شدم و يک روز دانشگاه رو به هم ريختم و با پليس درگير شدم و دو ماه ي در بيمارستان و زندان گذراندم (علت: چيزهاي غير قابل بيان ! و مشکلات مالي و اقتصادي من)بعد از اينکه فارق التحصيل شدم مجبور شدم برگردم به روستاي خودم با اندوخته هاي از اموزش مدرن که در مسايل تکنيکي ضعف هاي هم داشتم- يکي از عوامل از هم پاشيدن اوضاع رواني ام اين بود که مسائل پيش روي خودم را راديکال نميکردم – سعي کردم از ارزوهاي بزرگ دست بکشم و از چيزهاي کوچکتر شروع کنم – …

مثلا : من در خوشنويسي ايراني ضعف دارم – يادم دارم در سال اول دبستان معلمم از خط من خوشش مي اومد و خط من رو به عنوان نمونه به بچه هاي کلاس معرفي ميکرد – يک روز معلم به مشق من نمره بيست داد و من دوان دوان بعد از اتمام کلاس امدم خانه و ازداخل حياط اهالي خانه را صدا زدم که : مشق بيست گرفتم! و برادرم برخورد نامناسبي با اين شادي من داشت.. از ان روز يادم نمياد که خط من خوب باشه و تا الان هم را ه کج رفت- با خودم فکر کردم اين حالت اغتشاش در خوشنويسي من چقدر شباهت نزديکي به اوضاع من و وضعيت نابسامان کشورم دارد ولي در نهايت اين بي نظمي از نظمي طبعيت ميکند. به اين دلايل از خط خودم استفاده کردم براي نشان دادن وضعيت (خطوط بي هيچ نظم خوشنويسانه ..-نمايشگاه *الف ساکن دار* در گالري هفت اينه ساري سال 88 ) و بعد از اين نمايشگاه بود که به اين فکر افتادم مشکل پر سر و صدا اين زمانه پول هست و با همان روش خوشنويسانه که بد خط بود با پولها دست و پنجه نرم کردم – در اجراي اسکناسها با کمترين امکانات کار ميکنم رنگ صنعتي و چوبهايي که مستقيم از شاخه ي درختان منطقه خودم استفاده ميکنم – دقيقا تعداد اسکناسهاي خودم رو نميدونم ولي بين دويست تا سيصد عدد هست.به اسکناسهام سريالي نمي زنم ولي در مورد دلارها تاريخ و امضا ميزنم.

در مورد چگونگي به وجود امدن اسکناسها توضيح دادم ،و اضافه کنم دلايلي که شما در سوالتان اورديد نيز در اين مقوله تاثير گذار بوده است – اسکناسها نشان دهنده ي وضعيت مچاله ي ما در اقتصاد و در پي ان تاثيرهاي گسترده ي که در زندگي ما ريشه دوانده هست نيز مي باشد – در دوره ي که اين اسکناسها را نقاشي ميکردم چند اسکناس به خاطر تورم ارزش خودش را از دست داد و هيچ ارزشي در بازار نداشت و به تاريخ پيوست و چند اسکناس با صفر بيشتر وارد بازار اقتصاد شد و همه ي اينها دلايلي بود که اسکناسهاي من برجسته شدند- اسکناسهاي من شبيه مجسمه هم هستند شما انگار مي توانيد دور اثر بچرخيد و وضعيت اين اثر را از چند بعد ببينيد …

در مورد دلارها ،ايده ي اين کار موقعي به ذهنم خطور کرد که من دو اسکناس بيست توماني مشابه هم را براي دو تا از مشتري هام کار کردم و اين برايم ازار دهنده شد و به اين فکر افتادم چگونه مي توانم اثري تکثيري خلق کنم و اين کلنجار همزمان شد با وضعيت قيمت دلار در ايران ، با بالا رفتن قيمت دلار در ايران متوجه شدم بحث اينده ي مردم در ايران حول حوش قيمت دلار هست و همچنين دلار امريکا هم دچار چالشهايي در جهان شده بود و اين مسائل باعث شد که من ايده ي پروژه ي : هر نفر يک دلار* به ذهنم رسيد و اين پروژه را به صورت مادام العمر انجام خواهم داد.

Ismail Ghanbari: As a student I used to spend a lot of time on painting and drawing. In those days my works were all conceptual and I did not create any artistic work. In fact, I was learning.

During my last year at university, I was under immense mental pressure. I got engaged in a fight with the police and spent two months (reason: not explainable, my financial problems…) in hospital and in detention. After graduating from university I returned to my village, with all my modern art knowledge though I still had some weaknesses in technical issues. The reason of my depression was that I was not radicalizing all the issues that bothered me. I tried to get rid of my big dreams and to start from the small things.

For example, I am not very good at Iranian calligraphy. I remember, when I was a first grade student at the primary school our teacher liked my handwriting and would show it to the other students as an example of a particularly good hand. One day, I got an A and ran home and shouted about my achievement when I reached the yard. My brother was not glad about my achievement and since that day I don’t remember having a good handwriting anymore. I wondered about the connections between the turmoil in my handwriting, my situation and my country’s fragile situation. End of the day this disarray shows the balance in nature. For this reason, I began to use my handwriting in order to show the situation (as in the handwriting utterly without any rules exhibition of Alif-e Sakin dar in Haft Aina-e Sari Gallery in 2009) and it was after this exhibition that I thought that the prominent problem of the world is money. With the same bad-handwriting method I started working on bank notes. I use minimal resources when working on currencies, artificial colors and wood from the branches of the trees around the village. I don’t know the exact number of notes I have painted, but I guess it is between two and three hundred. I don’t put serial numbers on my notes and I do  sign and date the dollars.

I explained why I started working on bank notes, and would like to add that the reasons you brought up in your question have also played a role. Currencies show our fragile economic situation and the effects of this situation on our lives. During the time I was painting bank notes, some of them lost their value in the on-going inflation and a few began to need some extra zeros. The fact that some of my notes went out of circulation made the project all the more interesting, that’s why the bank note project became so prominent in my work. My bank notes are like sculptures, one can examine my art-works from different dimensions.

As to the dollars, the idea came to me when I was working on 20 toman notes for two of my clients. It was irritating for me and I was thinking about how to create works for a greater audience. The value of the dollar was rising dramatically back then in Iran and all the news and discussions focused on US-dollars — which was all the more fascinating since the value of the dollar posed its own global problems in those days. These issues gave me the idea of “One dollar per Person” project, and I will work on this project the rest of my life.

Positivists.org: If one is doing something in a series over years that is likely to change the perspective on this special activity – did you gain new insights into your own work and motivation?

اگر کسی در حال انجام یک کار سریالی باشد که طی سال‌های متمادی انجام میدهد. احتمال دارد که چشم انداز و پرسپکتیو خود را در طی سال ها تغییر دهد و یا اینکه انگیزه‌هایش تغییر کنند. آیا برای شما هم چنین بوده است؟

ﺍسماعیل قنبرﯼ : بله اينچنين هست .هر چند من کارهايم در اسکناسها سريال نمي خورد ، ولي در زمينه ي اسکناسها روند هاي متفاوتي را طي کرده و در اينده هم در مقابل اين تغييرت مقاومت هم نميکنم.

Ismail Ghanbari: Indeed, it is like that. Though, my works on currencies do not really create a series. It is rather that my works have had different trends and I would not resist changes in the future.

Positivists.org: One could read your banknotes as massive distortions of real notes. Is that part of the project? Do you discredit money? Is there a line between your image and a satirical attempt? And: did the authorities which sell the real notes take note of your competition?

اسکناس های شما را می توان به عنوان تحریف گسترده ای از اسکناس هاي واقعی و اعتبار آنها دبد؟ آیا این عمدی است؟ آیا شما این کار را به منظور بی اعتبار کردن پول می کنید؟ آیا تفاوتی بین تصاویر خود و کاریکاتور قایل هستید؟ آیا تاکنون توجه مقامات دولتی و پولی به آثار شما جلب شده است؟

ﺍسماعیل قنبرﯼ : مستقيم به اسکناسها اشاره نميکنم بلکه مانند دونکيشوتي هستم که به اسيابهاي بادي حمله ور شدم، اسکناسها يم به زوال يا دگرگوني اشاره دارند و کمی ترحم برانگیز هم شده اند.از یک سو به ضعف نظام حاکم و از سوی دیگر به قشر اسیب پذیر جامعه اشاره دارم -اسکناسهایم به موازات اسکناسهای واقعی ، اسیب پذیر نشان داده شدند- و گوشه هايي از طنز را هم يدک ميکشند.مسئولین کارهای من و میبینند و توجه شان جلب نشد!، شاید به خاطر اینکه هنوز خیلی ها در ایران کارهای من و ندیدند.

Ismail Ghanbari: I do not pin-point the banknotes directly but I am attacking the windmills like Don Quixote. Currencies show change and fall and are controversial. They show the weakness of the system and on the other hand they show how vulnerable people are in our societies. My works also have some satirical aspects, yes; the authorities see my work but they have not shown any interest! Probably, because I still do not address a big audience in Iran.

اسکناس ها
اسکناس ها

Positivists.org: Large paintings of money are also a peculiar thing on the art market, where paintings should turn into cash. Do your paintings make money? Do you play with the customer as the owner of an alternative currency?

نقاشی در ابعاد بزرگ در بازار هنر، معمولا با قیمت بیشتری به فروش میرسد. آیا شما نیز این پول ها را به پول نقد تبدیل می سازید؟ آیا شما با مشتری یک بازی جایگزینی ارز میکنید؟

ﺍسماعیل قنبرﯼ : بله با خودم عهد بسته بودم با پول نقاشی کردن پول به دست بیارم! و تا حدودی موفق شدم .
نقاشی هایم از اسکناسها در ابعاد بزرگتر، معمولا به قیمت بالاتری نسبت به ابعاد کوچکتر فروخته میشوند- مشتری هم با بازی در جایگزینی ارز، رابطه ی معمول خود با ارز را از دست میدهد و این رابطه به یک رابطه ی مفهومی بدل میشود.

Ismail Ghanbari: Yes, I had decided to earn money by painting money! To some extend I managed to do so. Larger paintings of bank notes usually make more money than the smaller ones. The clients, by replacing money, disconnect from the normal understanding and their relation with money becomes conceptual.

Positivists.org: What is the best way to get banknotes of your production?

آثار شما در کجا قابل ارایه و تماشا و خرید هستند؟

ﺍسماعیل قنبرﯼ : کارهایم را در فیسبوک به نمایش میگذارم و معمولا مشتری هایم به صورت اینترنتی از من خرید میکنند.
و فراموش نکنید که یک دلاری هام ، گرانتر از یک دلاری امریکا هست.!

Ismail Ghanbari: I exhibit my works on facebook, and my clients buy my works online from me. And, do not forget that my one-dollars are more expensive than a dollar.

Positivists.org: Well no objections from this site then against drawing as much money as possible out of the present circulation and onto your bank account. Thank you for the interview


Share

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Before you submit form:
Human test by Not Captcha